به گزارش رکنا، سرنوشت پسران بسیاری از دیکتاتورها مانند پدرشان آمیخته با ترس و لرز و البته عبرت بوده است. فرزندان صدام حسین(دیکتاتور عراق) هم از این قاعده مستثنی نیستند. پرونده عدی و قصی(پسران صدام) در روزی مثل امروز برای همیشه بسته شد.

سرنوشت پسران وحشت

بعد از حمله آمریکا به عراق و اشغال این کشور، صدام حسین به همراه دو پسرش از بغداد فرار کردند. مقامات اطلاعاتی آمریکا تا مدتها به دنبال آنها گشتند اما در پیدا کردن آنها موفق نبودند.

مقامات دولت آمریکا برای خبری که منجر به پیدا کردن صدام و پسرانش شود، میلیون‌ها دلار جایزه گذاشته بودند؛ برای صدام 25 میلیون دلار و برای هریک از پسران 15 میلیون دلار جایزه تعیین شد.

جستجوها سرانجام به موفقیت رسید. لشکر 101 هوابرد ارتش آمریکا، چهار روز پس از ورود به بغداد یعنی در 13 آوریل 2003 مصادف با 24 فروردین 1382 به خانه‌ای حمله کرد که عدی و قصی در آنجا مخفی شده بودند. آنها به تبادل ارتش با سربازان لشکر 101 هوابرد ارتش آمریکا پرداختند و در نهایت به طرز فجیعی کشته شدند.

چه کسی محل اختفای پسران صدام را لو داد؟

اما چه کسی مکان مخفی شدن عدی و قصی را لو داده بود؟ همسایگان "شیخ نواف الزیدان محمد"، یکی از خویشاوندان صدام اظهار داشتند که این فرد به اطلاع نیروهای آمریکایی رسانده است که عدی و قصی پسران صدام به همراه او و خانواده‌اش زندگی می‌کنند. همسر شیخ و چهار دخترش ساعت ‌6:30 صبح روز چهارشنبه بیرون رفتند و هرگز بازنگشتند و در نهایت نیروهای ارتش آمریکا حمله کرد تا الزیدان محمد صدام صاحب 30 میلیون دلار شود.

طبق گفته جان نیکسون (مامور سیا و نویسنده کتاب بازجویی از صدام) این شیخ در روزهای آخر دائما از پسران صدام می‌پرسیده که چه زمانی قصد ترک خانه او را دارند و قصی هم به او گفته بهتر است دهانش را ببندد، چون پول بسیار زیادی برای پناه دادن به آنها گرفته است. این اتفاق باعث می شود الزیدان تصمیم بگیرد که فرزندان صدام را لو بدهد. طبق گفته نیکسون عدی و قصی در طول اقامت در خانه شیخ الزیدان محمد هیچ دغدغه ای نداشته و تمام روز را پلی استیشن بازی می‌کردند.

مقامات دولت آمریکا در روز یکم آگوست 2003 (مصادف با امروز) تصویب کردند که 30 میلیون دلار جایزه «لو دادن» دو پسر صدام حسین به فردی که نشانی مخفیگاه آنان را به نظامیان آمریکایی داده بود پرداخت شود. با این حال، آنها از افشاء رسمی نام این فرد خودداری کردند؛ هر چند بعدها بسیاری از ماموران سیا تایید کردند که این فرد همان شیخ الزیدان بوده.

درعملیات تصرف خانه در 22 جولای 2003 بیش یکصد نظامی و چند هلی کوپتر شرکت کردند و عملیات نزدیک به شش ساعت طول کشید. نظامیان تلاش بسیار کردند که پسران صدام را زنده دستگیر کنند اما موفق نشدند چون تیراندازی از داخل خانه قطع نمی شد.

واکنش صدام حسین؛ دختران بوش را می‌کشم!

طبق گفته جان نیکسون، در زمان قتل عدی و قصی، صدام حسین هنوز دستگیر نشده بود؛ با این حال، بعد از قتل دو پسرش، شایعه ای پخش می‌شود مبنی بر اینکه صدام به اطرافیانش گفته که به تلافی قتل پسرانش دو دختر جرج بوش را خواهد کشت.

این شایعه هیچگاه تایید نشد؛ با وجود این بوش آن را جدی گرفت و هزینه بسیاری روی دست سیا و پنتاگون و سایر دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی ایالات متحده جهت محافظت از بوش و اطمینان از صحت شایعه گذاشت.

مروری بر زندگی قصی؛ مرموز همچون مار!

 عُدی پسر بزرگتر صدام حسین(دیکتاتور عراق) متولد ژوئن 1964 و قُصی متولد ماه می 1966 بود. پس عدی پسر بزرگ صدام بوده است. او برای سال ها به عنوان جانشین پدرش معرفی می‌شد اما به دلیل رفتارهای نامناسب، میگساری، عصبی بودن و اختلافات گسترده با پدر و برادرش، از این گزینه کنار گذاشته شد.

در واقع عدی، بعد از ترور ناموفقش عملا از صحنه اول سیاسی عراق کنار گذاشته شد. عدی در سال 1996 در حالی که سوار بر خودروی پورشه بود مورد حمله مسلحانه قرار گرفت و 30 گلوله به سمت وی شلیک و در نتیجه معلول شد. یکی از گلوله ها در کمرش در نزدیکی نخاع قرار گرفت؛ به همین دلیل پزشکان از خارج کردن گلوله خودداری می کردند و این گلوله تا آخر عمرش باقی ماند.

این اتفاق باعث شد که پسر کوچک تر صدام یعنی قصی به جای برادر بزرگترش وارد صحنه شده و جدی ترین گزینه برای جانشینی پدرش هم بشود. نفوذ قصی در صدام به حدی بود که در حمله 2003 آمریکا ، صدام او را مسئول اداره بغداد می کند.

با این حال، ترس مردم از قصی بسیار زیاد بود. او را مرد مرموز خاندان صدام می نامیدند. به همین دلیل هم مردم عراق قصی را با نام "مار" می شناسند؛ هر چند که خود کلمه قصی به معنی کوسه است.

طبق گزارش برخی خبرنگاران خارجی، قصی شخصیتی جاه طلب تر اما عاقل تر از برادر بزرگش(عدی) داشت. او جوانی نسبتا بی سر و صدا و درون گرا بود که در زمان مناسب ضربه اش را به دشمنان خود و پدرش می زد. در سالهای پایانی حکومت بعث، قصی عملا مرد شماره دو و جانشین صدام شد؛ تا جایی که فقط او و منشی صدام می‌دانستند که صدام حسین در یک ساعت معین کجا حضور دارد.

با این حال، پسر کوچک صدام در طول حیاتش جنایات زیادی انجام داد. او دشمنی شدیدی با شیعیان داشت و یکی از اقدامات زشت او خشکاندن نیزارهای شیعیان در مناطق جنوب عراق بود. او با بستن رودهایی که به این نیزارها سرازیر می شد، این منطقه را به کلی خشکاند. ترور بسیاری از مخالفان صدام، شرکت در قتل عام کردها و سر به نیست کردن مخالفان شیعه و سنی از جمله اقدامات او بود. قصی برای حفظ سریر خون پدرش در واقع تبدیل به نوعی ماشین آدم کشی شده بود؛ ماشینی که سرانجام بعد از کشته شدنش از کار افتاد.

عدی؛ بیمار روانی که به زنان تجاوز می‌کرد و فوتبالیست‌ها را شکنجه می‌داد

با این حال، مردم عراق جنایات عدی را بیش از برادر کوچکش به یاد دارند. از مهمترین جرائم و اتهامات وارده به عدی این بود که وقتی رئیس کمیته المپیک عراق بود، دست به شکنجه و زندانی کردن ورزشکاران بازنده می زد و به عمد با چوب فوتبالیست ها را ترکه و آنها را با الفاظی همچون "سگ" و "میمون" مورد خطاب قرار می داد.

عدی بازیکنان فوتبال را پس از هربار شکست در مسابقات مجبور می کرد تا با توپ بتونی فوتبال بازی کنند. او همچنین پس از شکست تیم عراق در مسابقات انتخابی جام جهانی، دستور داد که موی تمام بازیکنان را زده و آنها را کچل کنند و پس از شکست 4-1 تیم عراق در برابر ژاپن در جام ملت های آسیا در سال 2000 لبنان آنها را مجبور به فرو رفتن در کانال های فاضلاب کرد. عدی، "هاشم حسن"، دروازه بان و "قحطان شاطر" را تنبیه کرد و دستور داد آنها را سه روز شلاق بزنند.

عدی در مسائل جنسی و ربودن زنان عراقی از خیابان ها جهت سوء استفاده و تعرض به آنها معروف بود. او در این راستا اقدام به ربودن همسر یکی از فرماندهان ارتش عراق کرد که گفته می شد، همسرش مخالف حکومت است. به همین دلیل عدی به نیروهایش دستور داد تا همسر این خانم را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت کنند. پس از آن نیز به این زن تعرض کرد و او را به قتل رساند. همسر آن زن هم به اتهام خیانت به صدام حسین به حبس ابد محکوم شد.

گفته شده، عدی یکی از افسران خود را به دلیل اینکه اجازه نداده با همسرش برقصد، چنان مورد ضرب و شتم قرار داد که بیهوش نقش بر زمین شد و سپس به دلیل شدت جراحت های وارده جان خود را از دست داد.

عدی همچنین مانند برادر بزرگش در طول حکومت در عراق، اموال بسیاری از مردم را به بهانه های مختلف مصادره کرد و مافیای واردات و صادرات بسیاری از کالاها را در دست گرفت. طبق گزارش ها، عدی واردات خودرو های لاکچری مانند بنز و بنتلی و جگوار را در دست داشت و در سالهای پایانی چندین و چند پارکینگ بزرگ را به احتکار این خودروها اختصاص می‌داده. گویا صدام حسین نیز بعد از بالا گرفتن دعوایش با عدی همه این انبارها و پارکینگ ها را آتش زده است.

علاء بشیر(پزشک مخصوص خانواده صدام) در گفت وگویش با تایمز، تاکید می کند که عدی از نوعی بیماری روانی رنج می‌برده که پس از ترور ناموفقش عود کرده بود. بشیر در این رابطه می‌گوید:" پس از ترور عدی در سال 1996 وی به یک نوع بیماری روانی دچار شد که با آزار و اذیت کردن زنان ، بیماری روانی خود را تسکین می داد."

بشیر، درباره روش شکنجه زنان بی گناه عراقی توسط عدی اظهارداشت: "وی در اغلب مواقع سیگارهای خود را بر روی بدن آنها خاموش می کرد اما باید گفت بدترین نوع شکنجه ای که عدی نسبت به این زنان به کار می برد این بود که وی به وسیله آهن گداخته شده کلمه "روسپی " را بر بدن آنها حک می کرد ."

همچنین، عدی همان کسی است که باعث فرار "حسین کامل" داماد صدام و خانواده اش(از جمله دختر صدام) به اردن شد. این اتفاق بدون شک بزرگترین زلزله سیاسی در داخل عراق بود و تا مدت ها حزب بعث را آشفته کرد. قضیه از این قرار بود که روزی عدی که بسیار مست بوده وارد یک میهمانی بزرگ شده و حسین کامل را در آنجا می‌بیند؛ مستی عدی باعث می‌شود که با داماد خانواده درگیر شود و حسین کامل با یک مشت به صورت پسر صدام او را سر جایش می‌نشاند. عدی که حالت طبیعی نداشته از این اتفاق خشمگین شده و بعد از بیرون کشیدن اسلحه شروع به تیراندازی می‌کند. حسین کامل به حدی از این اتفاق ناراحت می‌شود که تصمیم می‌گیرد از عراق خارج شود.