داستان درگیری 2 هم خدمتی در اراک که به مرگ یکی از سربازان منتهی شد پس از گذشت 3 سال پایان خوشی داشت.

به گزارش رکنا، پدری که با گذشت از قصاص قاتل فرزندش گذشت می گوید: با خانواده قاتل با خشونت رفتار نکردیم، بلکه از آنان پذیرایی نیز می کردیم، چرا که آنها مقصر نبودند، ما حتی کفش های خانواده قاتل را جفت می کردیم و با کمال احترام با آنها رفتار می کردیم.

جوان بخشیده شده

 سه سال گذشته بود که طی یک درگیری سرباز لرستانی با ضربات چاقو هم خدمتی خود را مورد حمله قرار داد و با وارد کردن ضربات چاقو به قلب جوان، او را از پای در آورد.

مهدی جیریایی جوان روستایی که تنها 18 بهار از عمرش می گذشت، در این درگیری قربانی یک لحظه عصبانیت و خشم هم خدمتی خود شد و جانش را از دست داد.

سرباز لرستانی آنگاه که با ضربات چاقو بر قلب و سینه مهدی می کوبید تصورش را هم نمی کرد با خشم و عصبانیتش بر زندگی جوانی که همه چشم و چراغ خانواده و پدر و مادرش است، پایان دهد و خود به عنوان قاتل راهی زندان شود.

جوان

3 سال از آن ماجرای وحشتناک سپری شده است و قاتل باید تاوان کاری را که انجام داده بود بالای چوبه دار پس می‌داد.

دلهره آورترین لحظات زندگی‌اش را پشت میله های زندان لمس کرده بود و درست زمانی که قرار بود طناب دار بر گردنش آویخته شود، در اقدامی انسانی و کریمانه و با اهتمام و پادرمیانی جمعی از دلسوزان بخش ساروق و روستای جیریای اراک پرونده‌ قتل نفس با بخشش خانواده مقتول در روستای جیریا بسته شد.

عباس جیریایی پدر مرحوم مهدی با رضایت خود زندگی دوباره به یک جوان بخشید و لذت شیرین بخشش را به جای لذت انتقام تجربه کرد، او گفت:

 از روز حادثه برایمان بگویید، آن روز چه اتفاقی افتاد؟

جیریایی: 20 مهر ماه سال 96 بود که مهدی در یک درگیری جان خود را از دست داد، پسرم سرباز نیروگاه خنداب و مسئول پخش غذا بود که به اتفاق قاتل که راننده بود، غذا را بین کارکنان و سربازان تقسیم می کرد، تنها دو ماه به پایان خدمتش مانده بود که آن اتفاق افتاد و جانش را از دست داد.

در روز حادثه بر سر اینکه کدام یکی به مرخصی بروند بین آنها درگیری می شود که قاتل یک مرتبه با ضربات چاقو به قلب و سینه پسرم زده و جانش را می گیرد.

چند فرزند دارید؟ و مهدی فرزند چندم شما بود؟

جیریایی: خدا چهار پسر و یک دختر به ما عنایت کرده بود که مهدی را از ما گرفت، مهدی فرزند آخرم و بسیار مهربان و خوش قلب بود، آرزو داشتم او را در لباس دامادی ببینم که این آرزو بر دلم ماند.

هنوز نتوانسته ام جای خالی او را در خانه باور کنم، زندگی بدون مهدی برایم سخت است، اما راضی هستم به رضای خدا و هرچه تقدیر برایمان رقم زده است.

شما در حالی که می‌توانستند حکم قصاص قاتل فرزندتان را اجرا کنند، از حق قانونی خود گذشت کرده و با این حرکت انسان دوستانه زندگی مجدد را به قاتل فرزندتان هدیه کردید، چرا؟

جیریایی: راضی شدیم به رضای خدا، به خاطر رضایت و خوشنودی خدا از قاتل گذشتیم تا خدا از ما راضی باشد، وقتی خدا از بندگانش می گذرد، ما بندگان بی مقدارش چرا نبخشیم؟

ما عزیزیمان را از دست دادیم، اما با قصاص چیزی عوض نمی‌شد، گذشت کردیم و خدا را شاکریم که چنین تصمیمی گرفتیم.

بعد از قتل پسرم همه اعضای خانواده از نظر وضعیت روحی‌ شرایط خوبی نداشتند، اما با بخشش قاتل به آرامش رسیده اند.

 برای بخشش قاتل شرط خاصی گذاشتید یا خیر؟

جیریایی: به هیچ عنوان، خانواده قاتل پیشنهاد دیه کردند، اما قبول نکردیم، من یک کشاورز ساده و بیسواد هستم، که دیگر پیر شده و توان کار کردن ندارم، مهدی کمک خرج ما بود و با درآمد کارگری دست ما را می گرفت، مهدی دیگر نیست، اما روزی ما دست خداست و خدا روزی رسان است، ما نخواستیم به خاطر یک اشتباه طلب دیه کرده و خانواده قاتل را به خاطر تامین دیه دچار مشکل کنیم.

خانواده قاتل از ما خواستند پولی که در این راه خرج کردیم را بپردازند، اما قبول نکردیم، برای بخشش قاتل هیچ شرطی نگذاشتیم و هیچ چیزی هم طلب نکردیم، باشد که مورد رضایت خدا باشد.

 همسر و فرزندان شما هم راضی به رضایت بودند؟ شنیده ام شما از خانواده قاتل پذیرایی هم می کردید، درست است؟

جیریایی: بله، همه راضی بودند و از این بخشش خوشحال، ما نه تنها با خانواده قاتل بدرفتاری نکردیم، بلکه هر بار که به خانه ما می آمدند با ادب، نزاکت و اخلاق مداری با آنها رفتار می کردیم، با خانواده قاتل با خشونت رفتار نکردیم، بلکه از آنان پذیرایی نیز می کردیم، چرا که آنها مقصر نبودند، همانطور که ما در خانه نشسته بودیم که فرزندمان به قتل رسید، خانواده قاتل نیز در خانه نشسته بودند که فرزندشان مرتکب قتل شد، ما حتی کفش های خانواده قاتل را جفت می کردیم و با کمال احترام با آنها رفتار می کردیم.

قصاص قاتل حقی است که خداوند در اختیار خانواده مقتول گذاشته است، اما ما در اوج قدرت و با توجه به حقی که داشتیم گذشت کردیم، چرا که معتقد هستیم انسان باید در گذشت خدا را مد نظر قرار دهد که به چه راحتی از بندگان خطاکارش می گذرد.

در این بخشش از حضرت علی (ع) الگو گرفتیم، آنگاه که فرمود: قاتلم را طعام و آب بده و دست و پای او را در زنجیر مکن و با او رفق و مدارا کن.

آیا در این چند سال در دوراهی سخت بخشش یا قصاص مانده بودید یا انگیزه شما در ابتدا بخشش بود؟

جیریایی: به هیچ عنوان در دو راهی نماندیم، لذت بخشش و گذشت از خون فرزندمان که در دومین دهه زندگی‌اش خزان عمر را تجربه کرده بود، نزد ما بسیار شیرین تر از انتقام بود، اما باید روال قانونی پشت سر گذاشته می شد و برای قاتل عبرتی می شد که دیگر دست به این کارها نزند.

سخن پایانی؟

جیریایی: امیدواریم بخشش اولیای دم به یک فرهنگ تبدیل شود و فرصت زندگی دوباره به مجرمانی که ناخواسته مرتکب قتلی شده‌اند، داده شود.