امروز:
شنبه - 5 مهر - 1399
ساعت :

ورزش

گوناگون

چای با هل
 

چندوقت پیش، در حالی که از آسمان خدا برف می بارید و از زمین بنده خدا حرف؛ در صفحه اول یکی از جراید بومی خودمان این تیتر درشت خبری به شدت خودنمایی می‌کرد:« سرقت یک میلیارد تومانی آبدارچی از بانک»!…(توضیح لازم این که علامت تعجبش را نگارنده اضافه کرده است. در اصل خبر نبود. شاید در ذات خبر بوده است.)

این خبر داغ در این هوای سرد زودرس که از اواسط آبانماه خودنمایی کرده تا که ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد؛ بدجوری چسبید. بله، بدجوری!… یعنی که این اتفاق، هم بد بود، هم جور نبود. یعنی چی که یک آبدارچی یک میلیارد تومان سرقت کند؟… سابق اگر تک و توکی از آبدارچی ها خلاف می کردند، در حدّ یک پول چای بود و بس. چه شده که یک آبدارچی همچین جرأت و جسارتی پیدا کرده؟…

خلاصه خبر از این قرار بود که در پی گزارش مسؤولان یکی از شعبه های بانک در شهر قم، مبنی بر این که موجودی بانک به مبلغ یک میلیارد تومان با استفاده از رمز گاو صندوق سرقت شده است؛ مأموران دزد بگیر اداره مبارزه با سرقت پلیس آگاهی، تحقیقات عمیق خود را آغاز می کنند که بلافاصله از میان کارمندان بانک، به یک نفر آبدارچی آنجا شدیداً مشکوک می شوند. ظاهراً وی به تازگی اقدام به خرید یک دستگاه خودرو مدل بالا و مقادیر معتنابهی دلار برای خودش کرده بوده است.

شیوه سنتی شناسایی:

هر کـه از حد گذشـت سیــم و زرش
یا خـــودش دزد بــوده یا پــدرش!

دلیل علمی ـ کارشناسی:

متموّل نشود هر که نشد اهـل فسـاد
تا که دندان نخورد کرم، طلایی نشود

نتیجه گیری اخلاقی:

اگرچه این سرقت بی سابقه، خودش یک عمل غیراخلاقی است که بدآموزی دارد؛ اما از دل همین خبر ناگوار هم می شود ـ حتی به زور ـ نتایجی اخلاقی گرفت که خوش‌آموزی داشته باشد. پس به اتفاق شما و خانواده، نتیجه می گیریم که:

۱ـ سرقت زشت است:

دزدی کلاً و از بیخ ـ و بلکه بیشتر ـ یک کار زشت و قبیح است که برای همه بد است. خصوصاً برای شما!…می خواهد طرف خدای نکرده مثلاً رئیس یک بانک باشد یا یک آبدارچی بانک. کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم. از تشخیص مصلحت هم بپرسید، همین را می گوید.

۲ـ استثناء بودن عمل:

تمام آبدارچیان عزیز ما در ادارات و سازمان ها ـ و حتی همین عزیز آقای آبدارچی ما که الان وسط مطلب برای ما چایی آورد و زیرچشمی نگاهی هم به تیتر مطلب امروز ما انداخت و سینی اش کج شد ـ عموماً از اقشار زحمتکش جامعه هستند که بعضاً صورت خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و و حتی اهل پول چایی هم نیستند؛ تا چه رسد که دست به سرقت بزنند. آن هم نه میلیونی که میلیاردی!….فلذا به ضرس قاطع بدانید و مطمئن باشید که شخص مذکور یک «آبدارچی نما» بوده که از حیث اخلاق به شدت چاییده!

۳ـ بالا نبردن سطح توقع آفتابه دزد:

همه ما باید طوری رفتار کنیم که خدای نکرده تخم مرغ دزد را به سمت دزدیدن شتر سوق ندهیم. همه کسانی که پست حساس اقتصادی دارند، مسؤولند. حتی بنده ای که دارم مطلب می نویسم و ممکن است با آب بستن به مطالبم، مرتکب دزدی شوم و سطح توقع برخی آفتابه دزدهای انگشت شمار را بالا ببرم. طوری که میل کنند آفتابه را با خود دستشویی، به صورت یکجا، سرقت کنند. حال آن که در گلویشان گیر خواهد کرد.

۴ـ کار هر بز نیست:

دزدی چنان که عرض کردیم، یک کار بد است و همیشه از اقشار زحمتکش جامعه به دور بوده است. این قبیل افراد اصلاً این کاره نیستند و اگر هم خدای ناکرده، زبانم لال زبانم لال، شیطان آنها وقتاً گول بزند، یقین بدانید که به کاهدان می زنند. اینرو امیدواریم که این سرقت یک میلیاردی توسط یک آبدارچی نمای گول خورده نیز درس عبرتی برای سایرین گردد و بدانند که به قول معروف، کار هر بز نیست خرمن کوفتن!…اسنادش هم موجود است. دزد حاضر و بز حاضر!…منظور همین داستان آبدارچی است که عرض کردیم. زیاده جسارت و موجب خسارت است.

منبع : روزنامه اطلاعات – رضا رفیع

ارسال نظر به عنوان مهمان

پیوست ها

0

نظرات

  • اولین نظر را شما بدهید